سلام
گم شده بودم !
نه ! گم کرده بودم .
شایدم جا گذاشته بودم
یه چیزی رو مثه .....
مثه خودم !
به هر حال میدونم که حالا همینم !
خیلی عوض شدم ...

.
.

نگاه كن كه غم درون ِديده ام چگونه قطره قطره آب ميشود
چگونه سايه سياه سركشم اسير دست آفتاب مي شود
نگاه كن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان شب شدم
چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چين بركه هاي شب شدم
.
.

نمی دونم هستم یا نه
دور شدم یا نه
نمی دونم میمونم یا نه

میرم

می دونم که

دنیا رو هر جور ببینی ، فرقی نمی کنه ، اونجوری می گرده که باید بگرده !
 
 
 
 
 
+نوشته شده در دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٥ساعت۱٢:٥٢ ‎ق.ظتوسط شقایق | نظرات () ::