تقدیم به تو :

قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه یه هو بشی همه کسم
راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

بزرگترین خوشبختی من مرتکب شدن همین جرم بود ، جرم عاشق شدن، عاشق فرشته خوشبختی ، عاشق تک ستاره قلبم ، عاشق مهربانترین موجود هستی ، عاشق تو ...

شاید اگر مرتکب این جرم نمی شدیم امروز اینگونه کنار یکدیگر نبودیم ...

عزیز من !

بی پروا و با افتخار به تو می گویم که دوستت دارم ، عاشقانه خالصانه، همیشگی، و رو به تزاید، دوست داشتنی تا مرزهای ناممکن. ؛ چرا که خوبی تو، خوبی خالصانه، همیشگی و روبه تزایدی ست که هر امر دشوار را بر من آسان کرده است ، بهترین روز زندگی من و تو و پرشکوه ترین برگ دفتر تقدیرمان، در ساعت 6 روز ششم ماه 6 سال 1386 رقم خورد و من تو رسما و شرعا ،قایق کوچک دلهایمان را به دست دریای پهناور عشق و امید سپاردیم و همسفر آینده ای با افق های روشن شدیم...

هستی من :

تو گرچه تکیه گاه منی، اما خود، در تنهایی، ساقه ی باریک یک گل مینایی. مگذار حتی نسیم یک اضطراب، این ساقه ی نازک را مختصری خم کند. شکستن تو، در هم شکستن من است...باور کن که هیچ چیز به قدر صدای خنده ی ، آرام و شادمانه ی تو،مرا شاد و پر انرژی نمی کند و بدان که من با تو به اوج قله های خوشبختی صعود کردم و از این بابت هر لحظه خداوند منان را سپاسگزارم ...

همسرم ، عاشقانه دوستت دارم !

+نوشته شده در شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٦ساعت۱٢:٤٠ ‎ق.ظتوسط شقایق | نظرات () ::