آشتی

سلام،سسسلام،سلامممممممممممم
ای وای قیافتو این شکلی نکن بند دلم پاره میشه ،می دونم، می دونم نمی خواد چیزی بگی از توی چشمات می خونم
آره تقصیر من بود ،اصلا همیشه مقصر من بودم ، من هستم ،من خواهم بود، اما خوب چی کار کنم خودت لوسم کردی!!
حالا ببخشید خواهش می کنم چشم،چشم،چشم
دیگه نمی گم ببخشید یادم رفته بود سفارش کرده بودی هيچ وقت از هيچ کس عذر خواهی نکنم ولی آخه تو که هيچکس نيستی تو همه کسی،ولی به احترام حرف تو می گم متاَسفم، شرمنده
حالا لبخند بزن !جون من !نه اینجوری نه درست بخند!بخند،آها حالا شدی همون جون جونی همیشگی!!!
تو همونی که میشه با خنده هات،قفل زندون سکوت بشکنم
همیشه پر می زنی تو خاطرم،نازنینم! آره عاشقت منم
تو همونی که میشه با چشم تو،شب یلدایی مو مهتابی کنم
روز خاکستری مو عزیز دل ،با تماشای تو آفتابی کنم
تو همونی که میشه با موندنت ،مرهمی تازه روی دلم باشی
توی شوره زار این دل اسیر،بذر مهربونی هاتو بپاشی
تو همونی که می شه با لحن تو،گلای سرخ تو باغچه وا بشن
می شه باز بمونی ای عزیز دل ،نبض تازه ای بشی تو رگ من

+نوشته شده در دوشنبه ۳ آذر ۱۳۸٢ساعت٩:۳۳ ‎ب.ظتوسط شقایق | نظرات () ::