پناه

شاید اکنون به یاد نمی آوری که برای اولین بار ،در چه زمان ودرکدامین لحظه به فریاد گفتم:من عاشق تو هستم!!!ديگر نيازی نيست به يادآوری ديگرگذشته است !!!ديگربسی گذشته است!!!
اما قبولم کن به گونه عاشقی که به جز عشق هیچ ندارد وباورم کن همچون گیاهی از عشق ،روییدنی از عشق ،بودنی از عشق
و پناهم بده ای محبوب!!!

 

+نوشته شده در دوشنبه ۳ آذر ۱۳۸٢ساعت٩:٤٤ ‎ب.ظتوسط شقایق | نظرات () ::