اوضاع خيلی بد نيست ، يعنی اگر این و نگم چی بگم؟؟؟؟

همه دانشگاه ها ذخيره گرفته جز مشهد و فقط رشته من! از ديد خيلی ها قسمت بوده ، بعضی ها حکمت ، بعضی ها هم صلاحی که فقط خدا می دونه !

زندگی تقريبا یکنواخت بود تهران بودم و تا توانستم به خودم خوش گذروندم ، از صبح تا شب تو خيابونها فقط خريد کردم انگار قرار قحطی همه جا رو بگيره!

باز هم، همان عاشقی که گفتم واسطه فرستاده که بياد خواستگاری؟؟؟؟؟؟منم گفتم بابا من تازه free شدم از درس بگذاريد ببينم می خوام چی کار کنم ؟اون وقت اين واسطه که يک آقای مسن و تحصيلکرده است برای من جلسه گذاشته که بیا و ببین ....اگه بگذاری 2 دفعه بياد همه چی برات روشن می شه ، عشق مقدسه ، امواج باعث می شه که خوشت بياد ، اين همون چيزيه که قديميا می گفتند ستاره !(ستاره اش می گيره)! باور کن امواج حقيقته ، دانشمندان نمی دونند چی بگويند(تو دلم داشتم می گفتم خودم امواج و میشناسم به چشم خودم يک نمونه عينيش و پارسال سر ابوذر ديدم که رادارها سريعتر از چشمها عمل می کنند )آره اگه عشق باشه اگه اون برات sms بزنه در جا جوابش و می دی اگه جوابش و نخواستی بدی يعنی عشقی در کار نيست ، اگه عاشق باشی موقع خواب بهش فکر می کنی ، تو پوشيدن لباسات وقتی باهاش قرار داری وسواس به خرج می دی!!! اون وقت بدون اگه باهاش ازدواج کنی خوشبخت می شی !!!!!!!!

يکی نيست بگه آخه خوب من ، من که دختر 18 ساله نيستم ، من 10000 سال پيش از ميلاد مسيح اين زندگی رو گذروندم ، اصلا همچين فکرهايی به مغزم خطور هم نمی کنه ، ولی طرف دست بردار نيست که نيست ، نمی دونم بعضی وقتها می گم از ما که گذشت بگذار يکی ديگه به عشقش برسه ، شايد دارم بهش ترحم می کنم ، باور کنين بچه خيلی خوبيه ها من خيلی بدم ، من خيلی خود خواهم ، نمی دونم چی می گم چی می نويسم ؟! اما می دونم من هنگ کردم اونم بد جور ! هيچ وقت تو زندگی اينقدر احساس بلاتکليفی نکرده بودم ، هميشه می دونستم دنبال چه هدفی هستم ، ايده آلام چيه ؟ اما الان فکر کنم همه چيز و به روزگار واگذار کردم ، خودمم نمی دونم چی در انتظارمه !

زندگيم همانند يک سريال از جلو دیدگانم می گذرند ،از طفوليت تا به امروز ، ولی من چونان يک برگ پاييزی سبک پرواز و شکننده فقط نظاره گرم ، تا شخصيتهای داستان قصه را بسازند !!!!!!!!!!!!!!!

 

  شقایق درد من يکی دو تا نيست :

گر چه میدانستم که او حتی با خود خود نیست چه رسد با من من
او را هم از صمیم دل دوست دارم  

چرا که خاطره های قشنگ و زخمی این دل نامراد

با او هم بسر شد

همه را دوست دارم


حتی پاره های تنم را
که خطاها و پریشانیهای مرا در می گذرد و میبخشد
محض رضای گلی که بو و عطر و لحن قشنگ مریم دارد
همه را دوست داشته باشیم
همه را دوست دارم
هم او را که ما را می بیند و انگار که نمیبیند
هم او را که خداحافظ ما را می شنود و نمیشنود و بالا میرود
و هم او را که سلام ما را شانه می اندازد بالا
حتی هم او را

 

 

/ 10 نظر / 11 بازدید
گل یاس)هدی)

سلام خوبى ان شاء الله كه حالت خوب باشد دونيا دوروز تموم ميشه وميره بايد به فكر اخر الزمان باشيم كه خيلى خيلى نزديك مواظب خودت باش به وب منم سربزن خوشحال ميشم

ناصر

سلام حاله شما خوبه وبلاگه خيلی قشنگی داريد و مطالبتون هم خوندنی هستش به من هم سر بزنيد خوشحال ميشم موفق باشين يه پنجره با يه قفس يه حنجره بی هم نفس سهم من از بودن تو يه خاطرست همين و بس بای

فرزاد

سلام شقايق جان ممنون که بهم سر زدی . خوشحال شدم وقتی کامنتت رو ديدم. ولی يه سری جريانات برام پيش اومد که توی آرشيو وبلاگم هست اگه خواستی مطالعش کن. که باعث شد ديگه نظرم راجع به خيلی چيزا عوض بشه. يه دختر ۴ سال با بهترين دوران زندگيم بازی کرد . منو از اهدافم دور کرد. خودش به تمام خواسته هاش رسيد و مهم تر از همه با دروغ گويی و فريبکاری زندگی قشنگ منو نابود کرد. بعدشم نامزدش بهم زنگ زد و گفت منو فلانی نامزد هستیم و ... مفصله ...خلاصه منم تصميم گرفتم به خاطر اين مساله و مسائل ديگه که طولانيه و به خاطر اينکه هدف های زندگيم رو از نو ترسيم کنم و اين دفعه گول هر دختر بی سرو پايی رو نخورم. از خواسته هام کمی چشم پوشی کنم تا بتونم به درسام بيشتر برسم. البته اون دختر لياقت منو نداشت اينو همه بهم گفتن . ولی به هر حال آدميزاده و عادت. به هر چی عادت کنی سخت ميشه ترک کردن اون عادت. ولی امروز خوشحالم. و اين رفتن به معنی فرار نيست. رفتن برای ساختنه. ولی هميشه هر وقت بتونم به تو ( شقايق خواهر عزيزم ) سر خواهم زد. ديگه حرفم رو کوتاه ميکنم. مواظب خودت باش. ۲ دی وبلاگم حذف ميشه تا اون موقع ميتونی مطالعش کنی.قربانت:فرزاد

يه بچه شيطون

بايد با خودش رو در رو صحبت کنی حتی شده با هم بريد پيش روانشناس ميتونه کمکتون کنه...شايد تونستيد به پای هم پير شيد

فرزاد

سلام عزيزم من آخرين آپ وبلاگم رو انجام دادم خوشحال می شم سر بزنی قربانت فرزاد

تا شقايق هست بايد زندگی کرد... من وبلاگم رو حذف نميکنم ولی يه مدت طولانی نيستم. خوشحال ميشم بهم سر بزنی. قربانت:فرزاد

سلام متن جالبی بود و احساسی

امير

با مدعی مگوئيد اسرار عشق و مستی. سلام. شايد من رو يادتون بياد. من همونيم که به خا طر اينکه شما خيالی نکنيد مجبور شدم وبلاگم رو که اسمش شقايق ۱۲۱ اما تو بلاگفا بود حذف كنم. به هر حال موفق باشيد. يا علي