باز هم استرس

انگار من زاده شدم که فقط حرص بخورم ، که فقط استرس داشته باشم ، که فقط دلم بجوشه و شور بزنه ...استرس

فقط خدا می دونه و بعضی از شما دوستان عزیز و همیشه همراهم که چند روزه گذشته بر من چه گذشت ...

پس اجازه بدهید به تفصیل توضیح بدهم : جناب آقای  همسر امتحان مصاحبه رو به خوبی پشت سر گذاشت ؛ یعنی مدعی هست و می گوید :  اگر از 6.5 کمتر بگیرم حتما اعتراض می دهم !

ولی اصلا از reading  و listening راضی نیست ، ولی باز مثل اینکه writing  و خوب نوشته ، حال تا ببینیم خدا چه می خواهد ، در هر حال من زیاد از اون بابت ناراحت نیستم ، چون می دونم شکر خدا اگر همه چیز خوب پیش بره ما کسر امتیاز انشا... نخواهیم داشت و غیر از اون جناب آقای همسر دو امتحان دیگر هم در تاریخ 25 دی و 2 بهمن در پیش داره که خوب از الان مشغوله !

اما بشنو از نی چون حکایت می کند : فکر کنم دو سه روز پیش بود که اینجانب ؛ خوش و خرم ، قدحی باده به دست ؛ جلوی کامپیوتر نشسته بودمو مشغول وبگردی در اینترنت بودم و یک نکته نظرم و جلب کرد اون هم اینکه دیدم یکی از دوستان که اتفاقا ایشان هم با کد 412 اقدام کرده بودند از یکی از کارشناسان محترم ، سوال کرده بودند که من به تازگی فهمیدم lecturer  هستم نه university professor ، و حال باید چه کنم ؟ کارشناس محترم در جواب نوشته بودند که با یک نامه توضیح بده و تصحیح کن. ؛ راستش وقتی این مطلب و خواندم با خودم گفتم خدایا تو ترجمه واسه ما چی خواهند نوشت ؟! لذا بر آن شدم تا با دارالترجمه تماس بگیرم و از کارشناسان محترم سوال کنم که شما استاد دانشگاه را چه ترجمه می کنید ؟! اما چشمتون روز بد نبیند ،  کارشناس محترم که گویا خیلی هم  در زمینه مهاجرت خبره بودند گفتند  اغلب مربی ترجمه می شود و بستگی به رتبه علمی همسرتون دارد ، ولی بهتره ببینید جزو requirment  های این کد تو CIC چی نوشته ... من هم تشکر کردم و  بلافاصله شروع به search  کردن پیش نیازهای این کد کردم که دیدم هی دل غافل نوشته مدرک PHD برای این کد الزامیه !تعجب حالا ما رو بگو که با مدرک فوق لیسانی اقدام کردیم ! نمی دونین دنیا دور سرم چرخید ، فقط کم که آروم شدم تونستم برم وبلاگ امیر عزیز  و شرح ماوقع رو بدهم و راهنمایی بخواهم ، و بعد از آن شروع به یاری خواستن از جمله تی تی عزیز ، مامان دریا مهربان ، محبوبه جان ، شکوفه نازنین ،  نرگس عزیز بشوم ..

شاید اگر دلگرمیهای امیر عزیز نبود سکته می زدم اما توانستم کمی آروم شوم ، امیر جان و دیگر دوستان معتقدند که باید با کد 4131 اقدام می کردیم یعنی استادی کالج و فنی و حرفه ای ، گرچه من باز هم می گویم دانشگاه آزاد نه کالج است نه فنی و حرفه ای ، حال ما چه کنیم که اینجا با فوق لیسانس هم در دانشگاه تدریس می کنند ، چطور بگوییم اینجا ایران است ! اما دیگر دوستان چون تیتی عزیز و شکوفه جان هم با همین کد و با مدرک فوق لیسانس اقدام کردند ، گرچه شکوفه جان می گوید چون هیات علمی بودند ، وکیلشون این کد را برایشان انتخاب کرده اند ، اما پس از تفحص فراوان امیر جان و مامان دریا عزیز معتقدند که من فرمها را تغییر ندهم و همینگونه مدارک را به سفارت ارسال کنم ولی هر دو احتمال زیاد می دهند که به مصاحبه دعوت شویم ! گرچه زیاد از مصاحبه نمی ترسم بلکه بیشتر نگرانم که بدون مصاحبه آفیسر پرونده را رد کند ، گرچه  غیر از این کد، کد 7213 هم در پرونده ما موجود هست ولی من باز هم نگرانم نگران

واقعا نمی دونم چه کار کنم !؟ نمی دونم دارالترجمه برای من چی می نویسه Lecturer ، Professor ؟ چی ؟ آخه همسر من که پروفسور نیست ...

  اشتباه دوم :  اینه که به جای استاد حل تمرین یعنی Teacher Asistant  زدم Asistant Professor ... نمی دونم اونو چه جوری توضیح بدهم یا دارالترجمه چی می نویسه که به احتمال زیاد TA  می زند .. وای خدا چقدر مشکل دارم !!!

گرچه می دانم باید فقط و فقط به خدا توکل کنم

کلام آخر : به قول مرحوم خسرو شکیبایی :

  حال همه ما خوب است اما تو باور نکن !


پی نوشت ١ : جا دارد در اینجا از زحمات همه دوستان بویژه امیر عزیز که همیشه برای من خالصانه و برادرانه راهنما بودند  تشکر کنم !

پی نوشت ٢: در مورد اشتباه دوم :اینطور که دوستان صاحبنظر می گویند :

تصحیح ایرادهای جزئی رو آفیسرها غالبا میپذیرن گرچه نهایتا مسئولیتش به عهده شماست:

While the Regulations clearly place responsibility on applicants to undertake research of the NOC and provide the NOC coding for the occupations in which they claim qualifying experience, officers are expected to exercise discretion where applicants may have made minor errors or omissions in correlating work experience and NOC coding


حالا تشخیص اینکه اون اشتباه minor بوده یا نه به عهده آفیسرتونه.

ولی از اونجایی که من نمی خواهم ریسک کنم ، فکر می کنم  باید به حرف امیر عزیز گوش کنم و کد را تغیر ندهم !گریه


/ 37 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رینا

سلام شقایق عزیز.الان پیدات کردم از روی وب کوله بار.چقدر خوشحال شدم که یک همشهری دیگر را یافتم.با اجازت ادت میکنم.و خیلی خوشحالم از آشنایی با شما[گل]

بهاره . ص

سلام شقایق گلم امیدوارم کمی از استرس هات رو با آرامش خیال عوض کرده باشی و روزهای خوبی رو سپری کنی ... من به روزم عزیزم ... وقت کردی سری بهم بزن ... با اومدنت شادم میکنی ... شاد باشی و موفق . بهاره

مامان دریا

شقایق جان سلام سر زدم که احوالپرسی ازت بکنم امیدوارم که خوب باشی البته کامنت هات رو در وبلاگ پانیذ پرنده مهاجر دنبال می کنم مواظب خودت باش

بهاره . ص

سلام دوست خوبم من به روزم با حرفی تازه ... منتظر همراهیت هستم ... شاد باشی . بهاره [خداحافظ]

جلیله

سلام شقایق جان پیغامتو تو وبلاگ بهمن عزیز(میریم کانادا) دیدم و حدس زدم شما باشی آخه وبلاگتو ثبت نکرده بود! از لطفت خیلی خیلی ممنوم. من هم همه شما دوستای خوبمو دوست دارم و واقعن ناخواسته وبلاگمو حذف کردم. بر اساس بی تجربگی با اسم واقعی خودم مینوشتم و این اواخر احساس میکردم پای خیلی ها به وبلاگم باز شده که نمیخواستم تو ریز جریانات زندگیم باشن. درسته از مسائل خصوصیم نمینوشتم ولی همون موارد مهاجرتی هم دوست نداشتم خیلی ها بدونن! اینه که تصمصیم به حذفش گرفتم و اگه خدا خواست و رفتنی شدیم، اونطرف حتمن مینوسیم ولی با اسم مستعار و حتمن به همه شما دوستای خوبم آدرسشو میگم. بازم از لطفت ممنوم و امیدوارم کار مهاجرتی شما و بقیه دوستای گلم با موفقیت طی بشه و به اهدافتون برسین[گل]

محبوبه

سلام شقایق نازنینم الهی بمیرم دختر چی کشیدی.....[نگران] نمیدونم کی میخواد این استرسها تموم شه....جواب همسرت اومد؟

محبوبه

سال نو مبارک عزیزم[ماچ][گل]

محسن

سلام. من هم مشهد ساکن هستم و با همسرم قصد مهاجرت داریم به کانادا از طریق فدرال. شما دیگه چرا پست نمینویسین؟ میتونیم با هم در مورد مهاجرت تبادل اطلاعات کنیم. ممنون.

مریم

شقایق جان خیلی وقته ازت بیخبرم . حالت چطوره ؟ الان پرونده مهاجرتی به کجا رسیده ؟ ما مبرای کانادا اقدام کردیم و بیش از یک ماه که مدیکال رو فرستادیم و منتظر ویزا هستیم . برات آرزوی موفقیت دارم .